خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





جوکککک

    شادترین

     و کوتاه ترین

     داستان دنیا:

     روزی مردی به دختری گفت با من ازدواج میکنی؟

     دختر گفت نه و آن مرد یک عمر به خوبی و خوشی زندگی کرد: D: P: D

     

     

    مادر: داری چیکار میکنی پسرم؟ پسر ۵ ساله: دارم واسه عشقم نامه مینویسم 

    .مادر: ولی تو که هنوز خوندن و نوشتن بلد نیستی .

    پسر بچه ۵ ساله: اونم بلد نیست بخونه،اصلا تو چه میفهمی عشق یعنی چی؟!

     

    فقط تو ایرانه که وقتی میخوای برای اولین بار کنار کسی بخوابی ازت میپرسه: لگد که نمیزنی؟؟!!!

     ینی قشنگ آدمو خر محسوب میکنن!!! :|:|

     

    ﺁﻗﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮﻩ ﺳﺮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺭﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﻪ ﻋﺪﺩ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﭘﻨﺞ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺩﺍﺩﻩ، ﻃﺮﻑ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﻗﻠﺒﻪ !! . . . . . . .

     ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺸﻮ ﮐﻪ ﮔﻨﺪ ﺯﺩﻩ ﺍﺯ ﺫﻭﻗﺶ ﻫﯿﭻ ...ﺑﻌﺪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﻠﻪ ﺭﻭ ﮔﻔﺘﻪ !!

     

    عمه هام میخاسن برن خرید.قرار بود پسرعمه ام برسونتشون.عمه ی من خیلی قشنگ و جلسی رفته پسرشو از خواب بیدار کرده

     میگه:مامان جان یه نیم ساعت دیگه بخواب بدش صدات میکنم که بریم خرید!!!! خب چه کاریه؟؟؟برو نیم ساعت دیگه بیدارش

     کن!!!!

     

     

     

    داداشم میگه: یه بار معلممون یکی رو گرفت مث الاغ زد از کلاس انداخت بیرون بعدش پشیمون شد گفت آخه بچه ها شما چرا منو

     اذیت میکنید که مجبور شم بزنمتون ؟؟؟ شما مثل بچه ی خودم میمونید حالا برید اون دوستتون رو که زدمش صدا کنید بیاد تو آقا

     پسره اومد تو معلمه بهش گفت چرا آخه اذیت میکنی ؟؟؟ چرا کاری میکنی که مجبور شم بزنمت ؟ چرا آخه ؟ هااااااااا ؟ چرا آخه

     ؟؟؟ یهو دوباره شروع کرد پسره رو زدن پسره سری دوم از سری اول بیشتر کتک خورد 

     

    غضنفر می ره ماشینش رو بیمه کنه، آقاهه بهش می گه: خدا کنه هیچ وقت از این بیمه استفاده نکنی. غضنفر میگه: الهی تو هم

     از این پول خیر نبینی

     

    مامانه به بچش میگه میدونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی. بچه هه میگه: آره ولی لگدی که زدم تو شکمش ابتکار

     خودم بود!

     

     

    یه اصفهانیه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه می‌كردن! قاضی بهش می‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط

     ضربات چكش هستید! یهو یكی از افراد بسیار عزیز و محترم جامعه از پشت دادگاه داد می‌زنه: ای كثافت بی شرف! دوباره قاضی

     می‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زن جانتان با ضربات چكش هم هستید! دوباره اون فرد محترم می‌گه: ای بچه فلانه كثیف

     خارفلان مادربهمان! قاضیه این دفعه دیگه عصبانی می‌شه و می‌گه: آقای فرد محترم جامعه، می‌دونم كه به خاطر این بی رحمی و

     جنایت چقدر از این آقا بدتون میاد، اما اگه یك بار دیگه از این حرفای ركیك بزنین ناچار می‌شم كه از دادگاه اخراجتون كنم! فرد

     محترم می‌گه: مساله این نیست كه ازش بدم میاد، مشكل اینه كه من 15 ساله‌ كه همسایه‌ی اینام و در طی این 15 سال هر

     وقت خواستم ازش چكش قرض بگیرم گفته كه ما چكش نداریم!

     

     


    این مطلب تا کنون 12 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : می‌گه ,مادر ,میگه ,محترم ,میکنی ,ساعت دیگه ,
    جوکککک

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده